هر چی صبر کردم که یک کم سرم خلوت بشه و کارام ردیف بشه تا بیام سرفرصت یه پست درست و حسابی بدم، نشد که نشد. هر هفته هم اوضاع بدتره، تمرینهای تقی (گیر نده، تقی تقیه دیگه!) شادرخ، حجی ... همه بیرحمانه ما رو به چلنج میطلبند!!! تو این هفته من تمرین کپ زدن شهریار رو به چشم دیدم، پدیده ای که تابحال هیچ جنبنده ای در تاریخ بشریت ندیده بود!!!
بنابراین، مینویسم، هر چی هم میخواد بشه، بشه!
الان یک ماهه میخوام این لپ تاپو ریکاور کنم، این ویندوز ویستا هر بلایی که تونسته سر من آورده، هیچیش درست کار نمیکنه، هایبرنیت شدنش، یه ربع طول میکشه، وقتی هم بالا میاد تا یه ربع دو تا هسته CPU صددرصد پر میشه، یک گیگ از رمو هم که هاپولی میکنه. الهی بترکی بیل، با این ویندوز ویستای آشغالت. حیف از اون سیصد دلار پول بی زبون من که رفت تو جیبت، کوفتت بشه.
از یک ماه پیش نقشه کشیدم، رفتم درایورهای ویندوز اکس پی دانلود کردم، نشستم 200 گیگ فیلمو رو دی وی دی رایت کردم تا جا باز بشه هاردمو بک آپ بگیرم، سه چهار تا ویندوز اکس پی ردیف دانلود کردم. حالا مونده که این ویستا رو بفرستم به دیار باقی و ویندوز اکس پی نصب کنم.
تا ببینیم چی میشه. این هم پند آخر: از من میشنوید، همون اول که لپ تاپ میگیرید: فرمت/ ویندوز اکس پی!  نه اینکه بعد 3 ماه زجر تازه به نقطه ای که من رسیدم برسید.