کوه
این امتحانا بدجوری فرسایشی شده، فقط مونده برنامه ریزی پروژه که سه شنبه شرش کنده میشه. اما حالا کو تا سه شنبه! این چند روزه هر کاری کردیم، یه برنامه تفریحی جور کنیم نشد که نشد. استخرها همه بسته است، به خاطر گاز. حالا کاشکی با این کارا، گاز به همه میرسید...
خلاصه این شد که دیروز یه برنامه کوه چیدیم. به دلیل استقبال شدید دوستان از عدم حضور در این برنامه، من و بهی جون راهی کولک شدیم. اول قرار بود از گلاب دره بالا بریم، اما بعد از پاره ای بررسیهای کارشناسی به این نتیجه رسیدیم که این کارا به ما نیومده!
ساعت 7 و نیم، راه افتادیم و رفتیم بالا. تو پارک جمشیدیه، یه عده عرب رو دیدیم که با دمپایی اومده بودن پارک!!! کف پارک یخ زده بود و به غلط کردن افتاده بودند، ما هم کمکشون کردیم که تا دم در سالم برسند!!!
کلا، روز خیلی خوبی بود، هوا صاف و آفتابی، و البته تمیز. یک کم که خورشید بالا اومد، گرم شد و لباسهامونو سبک کردیم و نم نم رفتیم بالا.
هوا گرمتر و روشنتر که میشد، به زیباییهای کوه اضافه میشد. برف های تمیز و خشک، قندیلهای شفاف و پرنده ها که کم کم شروع به پرواز کرده بودند.

ساعت 7 و نیم، راه افتادیم و رفتیم بالا. تو پارک جمشیدیه، یه عده عرب رو دیدیم که با دمپایی اومده بودن پارک!!! کف پارک یخ زده بود و به غلط کردن افتاده بودند، ما هم کمکشون کردیم که تا دم در سالم برسند!!!
کلا، روز خیلی خوبی بود، هوا صاف و آفتابی، و البته تمیز. یک کم که خورشید بالا اومد، گرم شد و لباسهامونو سبک کردیم و نم نم رفتیم بالا.
هوا گرمتر و روشنتر که میشد، به زیباییهای کوه اضافه میشد. برف های تمیز و خشک، قندیلهای شفاف و پرنده ها که کم کم شروع به پرواز کرده بودند.

یک کم که صعود کردیم، تازه فهمیدیم که کجا داریم زندگی میکنیم.


رنگ آفتاب، بالای کوه طلایی بود، اما وقتی وارد هوای آلوده شهر میشد، کدر میشد. اینجا میشد تفاوت رو دید.
کوه، به نسبت بقیه روزهای تعطیل، خلوت بود، کاش حرمت سکوت کوهستان رو نگه میداشتند...

کوه، به نسبت بقیه روزهای تعطیل، خلوت بود، کاش حرمت سکوت کوهستان رو نگه میداشتند...

بالاخره، به پناهگاه رسیدیم، پر از برف بود، تصمیم گرفتیم توی هوای آزاد بشینیم. فومها رو روی برفهای دست نخورده پهن کردیم و نشستیم. جای شما خالی، خامه و عسل رو تا خرخره زدیم. چایی رو خوردیم و نیم ساعتی تو آفتاب دراز کشیدیم. چقدر گرم و آرامش بخش بود. این هم آخرین تکنولوژی قندیله: قندیل قابل حمل!!!


میخواستیم اینو با خودمون بیاریم پایین که در اثر بی احتیاطی شکست! حیف شد.
حدود 1 رسیدیم پایین! نه خیس بودیم و نه سرما زده، توپ توپ!!! اینو میگن یه روز خوب!
حدود 1 رسیدیم پایین! نه خیس بودیم و نه سرما زده، توپ توپ!!! اینو میگن یه روز خوب!
+ نوشته شده در شنبه بیست و نهم دی ۱۳۸۶ ساعت 10:9 توسط سعید
|
