وطن

وقتی میگویم "درد وطن"، مرادم رویاست

زیرا دیگر وطن دیرین نمانده است

وقتی میگویم "درد وطن"، مرادم بیش از همه آن چیزی است 

که در تبعید بر دوشمان سنگینی میکرد

ما اکنون در وطن غریبیم،
فقط درد برایمان مانده
و وطن رفته است

Mascha Kaléko

از قدیما

نگاه کردن در سه چیز عبادت است:

- قرآن

-دریا

- و چهره پدر و مادر

در مورد دوتای اول مطمئن نیستم، اما در مورد سومی چرا.

گهگاهی...

و گهگاهی دو خط شعری که گویای همه چیز است و خود ناچیز...

پ.ن. حتی گاهی چند کلمه ...

دنیای این روزای من

آلبوم جدید داریوش، به نام دنیای این روزای من ریلیز شد...

چه اسم با مسمایی داره، مثل همیشه اشعار پرمعنا و موسیقی زیبا و صدای بی همتای داریوش...

ترک 6 رو خیلی دوست دارم، ترانه ای به اسم شکنجه گر:

رو به تو سجده میکنم، دری به کعبه باز نیست

بس که طواف کردمت، مرا به حج نیاز نیست

به هر طرف که بنگرم، نماز من نماز نیست


مرا به بند میکشی، از این رهاترم کنی

زخم نمیزنی به من، که مبتلاترم کنی

از همه توبه میکنم، بلکه تو باورم کنی


قلب من از صدای تو، چه عاشقانه کوک شد

تمام پرسه های من، کنار تو سلوک شد

عذاب میکشم ولی، عذاب من گناه نیست

وقتی شکنجه گر تویی، شکنجه اشتباه نیست...


خیلی متاسفم، از اینکه مثل همیشه این آلبومو دانلود کردم... اما تو مسئولیتت رو فراموش نکن...

كنسرت

بعد از مدتها، نفسي تازه كرديم در هواي صداي دلنشين استاد (البته پسر استاد!)...

بليطها روز پنجشنبه آنلاين فروخته شد، و در عرض چند ساعت همه فروش رفت. البته خبرهايي در دست هست كه بعضيا تونستن ساعت 5 صبح جمعه هم بليط تهيه كنند!!!

ساعت 7 از خونه راه افتاديم و حدود 40 دقيقه اي توي ترافيك بوديم تا رسيديم. نگهبانهاي دم در فقط چك ميكردند كه يك كاغذ گنده دستت باشه! تو كه رسيديم، متوجه شديم كه نسيم و امير رو دم در راه ندادن، چون كاغذ دستشون نبوده، به يكي از مسئولين حراست گفتيم تا با دم در هماهنگ كنند.موقع ورود فقط باركد روي بليط چك ميشد و البته كارت ملي كسي كه بليط را خريده بود.

برنامه تقريبا سروقت شروع شد، با مقدمه اي در مايه دشتي. تصنيف توبه شكن از آلبوم نقش خيال و شهر به شهر از آلبوم جديد آب، نان، آواز (كه اكثر بخش هاي كنسرت از همين آلبوم بودند) حسابي سرحالم آورد... نفهيمدم چجوري 3 ساعت گذشت... چشم باز كردم و ديدم هواي گريه، از آلبوم نسيم وصل رو داره ميخونه.... چقدر جاي نسيم وصل خالي بود و البته از با ستاره ها، هيچي اجرا نشد.

آخر برنامه، تشويق زياد مردم و درخواستشون براي اجراي يك آهنگ ديگه (كه اكثرا مرغ سحر رو ميخواستند) باعث شد استاد يكبار ديگه تصنيف در عاشقي (اونهم از آلبوم آب، نان، آواز) رو اجرا كنه، تصنيف نفس گيري بود با ريتم لنگ و تحريرهاي عجيب و غريب كه واقعا اجراش اونم آخر برنامه خيلي مشكل بود. فكر كنم مرغ سحر اجازه اجرا نداشت، وگرنه اجراي اون خيلي آسون تر بود و البته مجلسي تر (نخواستم بگم عوام پسندانه!!!)!

چند دقيقه اي به يازده نمونده بود كه برنامه تمام شد، شبي پر از خاطره و موسيقي با آرامشي وصف ناپذير. 12 رسيديم خونه.

شهر به شهر و كو به كو در طلبت شتافتم     خانه به خانه در به در، جستمت و نيافتم

بر دل من ز بس كه جا، تنگ شد از جدائيت     بي تو بدست خويشتن، سينه خود شكافتم

سوري*

اينو ديشب ميخواستم بنويسم كه بلاگفا به باد بود...

توي اتاق نشستم و دارم سفرنامه مينويسم، صداي ترقه و فشفشه، جيغ و داد، دزدگير ماشينا و سوسن خانوم مياد! اينترنت جون ميكنه، اما يه چيزايي هست هنوز...

سعي ميكنم تمركز كنم، روي كارم و معين كه ميخونه، اما همش اين ترانه تو ذهنم مياد:

هنوزم ميشه قرباني اين وحشت منحوس نشد
هنوزم ميشه تسليم شب و اسير كابوس نشد
ميشه باز سنگر از ترانه ساخت و به قُرق سر نسپرد
هنوزم ميشه عاشق شد و از ستاره مايوس نشد...

*اون رفيق بي معرفت ما كه رفت تگزاس و خبري باز نيامد...

موسیقی دون جدید

امروز در یک عملیات انتحاری این موسیقی دون وبلاگ رو درست کردم (سمت چپ، پایین صفحه). در توضیح بگم که قبلا از ویندوز مدیا پلیر استفاده میکردم، اما به دلیل ضایع بودن بسیار (کد مدیا پلیر برای فایرفاکس و اینترنت اکسپلورر فرق میکنه، در نتیجه پلیر من توی فایرفاکس نمایش داده نمیشد!!!) رفتم سراغ این که هم فلشه و هم مجانی.

خداییش چیز اساسیه، مخصوصا که پلی لیست هم داره. تعدادی از آهنگهای استاد رو گذاشتم که روحمان شاد شود...

پ.ن.1. اسم آهنگا رو نمینویسم تا سوپ ریز (همون ملاقه) بشید.

پ.ن.2. حالا اگه شادی آزادی رو گوش نمیکنید، اون دود عودش رو حتما گوش کنید!!!

My enemy

...And so I sent some men to fight
And one came back at dead of night
Said he'd seen my enemy
Said he looked just like me
So I set out to cut myself
And here I go

I'm not calling for a second chance
I'm screaming at the top of my voice
Give me reason, but don't give me choice
Cause I'll just make the same mistake again

And maybe someday we will face
And maybe talk but not just speak
Don't buy the promises cause
There are no promises I keep
and my reflection troubles me
So here I go...

Same Mistake, James Blunt, All The Lost Souls, 2008.

I've rarely heard such a meaningful song... can keep me obsessed for a while.

وقت شاعری !!!

من بهارم تو زمین، من زمینم تو درخت، من درختم تو بهار

ناز انگشتای بارون تو باغم میکنه

میون جنگلا تاقم میکنه

تو بزرگی مثل شب، اگه مهتاب باشه یا نه، تو بزرگی مثل شب

خود مهتابی تو اصلا خود مهتاب

مثل شب گود و بزرگی مثل شب

اگه روزم که بیاد، تو تمیزی مثل شبنم مثل صبح

تو مثل مخمل ابری، مثل بوی علفی

مثل اون ململ مه نازکی، اون ململ مه

که روعطر علفا مثل بلاتکلیفی، هاج و واج مونده مردد

میون موندن و رفتن، میون مرگ و حیات

مث برفایی تو، اگه آبم که بشن برفا و عریون بشه کوه

تو همون قله مغرور و بلندی که به ابرای سیاهی

و به بادای بدی میخندی

احمد شاملو