بالاخره خیاط هم در کوزه افتاد!!! من که عمری مراسم شام دوستان رو آپ میکردم، بالاخره نوبت شام خودم شد، انشاا.. قسمتتون بشه، شما هم شام بدید!!!
بعد از تلاشهای بسیار من و محسن، اینجا رو پیدا کردیم، که این تلاشها، خودش قصه ای مفصله... بعد از کلی دعوتنامه ایمیلی و اس. ام. اس و در برخی موارد گرفتن یقه دوستان به طور حضوری، دیروز مراسم شام، به میزبانی امید، امین، محسن و من برگزار شد. این برنامه، یک میزبان دیگه هم داشت که دیشب در جمع ما بود، اما به دلایلی نخواست اسمی ازش برده بشه. به هر حال جا داره بگم که میزبانی این دوست خوب، برای ما باعث افتخاره.
با اینکه سعی کردیم، تقریبا وضعیت همه مهمانها رو قطعی کنیم، بازم چند نفری، در همین لحظات آخر مارو قال گذاشتن و نیومدن. به هر حال از دیدنشون خوشحال میشدیم، اما گویا این بارهم کم سعادتی ما بود. چند نفری از دوستان هم با وجود مشکلات بسیار، تشریف آوردند که بسیار باعث خوشحالی ما شد.
برنامه، همونطور که قبلا ست شده بود، ساعت یک ربع به ۶ شروع شد. دوستان هم بدقولی نکردند و کم و بیش به موقع اومدن. از اینجا به بعد تقریبا همه چیز طبق برنامه مقرر پیش رفت: افطار، شام و نهایتا چای آخر!!!
این هم عکس رسمی برنامه.

این گلهایی که دست دوستان میبینید رو امید به نیابت از دوستانی که در بلاد کفر مشغول ادامه تحصیل هستند خرید، قرمزها : آذین و کتی و سفید: محسن. خیلی جاتون خالی بود... و به یادتون بودیم.
در سمت چپ عکس، کسری از دکتر رو میبیند، که حقشه اینجوری بشه، چون موقع بستن کادر، تو عکس نبود.
در مورد عکس روی دیوار (کنار امیر) نظرات جالبی مطرح شد که بی ارتباط با سخنرانی ریاست محترم جمهور در دانشگاه کلمبیا نبود!!!
به هر حال، من به سهم خودم، از همه دوستانی که زحمت کشیدند و تشریف آوردند تشکر میکنم و امیدوارم که همیشه شاد و موفق باشند و زود به زود شام بدن!!! مخصوصا کسانیکه تو لیست شام دهندگان هستند، که باید مراقب خودشون باشند! از امید و محسن هم به خاطر زحماتی که برای هماهنگی برنامه متحمل شدند، ممنونم.
دوستانی که نتونستند بیان، جاشون خیلی خالی بود. ان شاا.. برنامه های بعدی بتونیم زیارتشون کنیم. تا شامی بعد!!!