پارسال بود که داشتم بی بی سی فارسی نگاه میکردم. یکی از برنامه هایی که خیلی دوستش داشتم کلیک بود، تو این برنامه اخبار دنیای فناوری اطلاعات (البته روایتی دروغ، کاملا غیرواقعی و جهت دار!!! و با مقاصد جاسوسی!!!) بررسی میشد: نمایشگاهها، گجت های جدید، سرویس های جدید و جالب و آخرش هم یک بخشی داشت که تو هر برنامه چند تا سایت معرفی میکرد. اونجا با پریانا آشنا شدم.

پریانا به اون سرعتی که من دوست داشتم آپدیت نمیشد و مطالبش هم خیلی تنوع نداشت. من یه مجله ای میخوام که روزی دو سه بار مجبور باشم آر اس اس هاشو بخونم تا عقب نمونم. اونجا با نارنجی آشنا شدم که خیلی نزدیک به اون ایده آلم بود. نارنجی خبراشو از انگجت و گیزمودو و چند جای دیگه میگیره که اونا واقعا ایده آلن، اگه عزیزان بذارن و این سایتا رو معاند نکنن!!!

بگذریم، تو این نارنجی یک عده هستن که تو نظرات هر پست -صرفنظر از اینکه اصلا ربطی به مایکروسافت و اپل داشته باشه یا نه- مثل سگ و گربه به هم میپرن. یه عده آدمی که بیشتر به زامبی شبیهن: اپلیا تکیه کلامشون شده : خدایا بخاطر خلقت سیپ از تو سپاسگزاریم!!! و طرفدارای ویندوز میان و میگن اپل چنینه و چنان و مایکروسافت خیلی گندس!

فکرشو بکن، پولشو دارن یه عده دیگه میگیرن و به ریششون لبخند میزنن و اینا اینجا دارن خودشونو جارو مجرور (TM) میکنن! خداییش اگه من جای استیو بودم، چه عروسی ها که در کجاها برگزار نمیکردم!

اولش فقط جذابیت های تکنولوژیک محصولات اپل برام جالب بودن، اینکه تو هر محصولش یک چیزی رو یا ابداع میکنه یا از یه جای دیگه ورمیداره و میاره و به یک محصول دیگه اضافه میکنه و با اینکار یک کانسپت جدید به طراحی اون محصول -برای همیشه- اضافه میکنه: مثل این نویز کنسلیشن که توی آیفون 4 معرفی کرد. بعضی محصولاتش که اصلا خودشون میشن کانسپت: مثل آی پد.

اما الان دیگه فقط این چیزا برام مهم نیست. دیگه استیو جابز که روی صحنه میاد با اون جین کهنه و تیشرت ساده، صورت اصلاح نکرده و سر کچلش و دو ساعت -توی کنفرانسی که ملت بلیطاشو از چند هفته قبل به چه قیمتی خریدن- از محصول جدیدش تعریف و تمجید میکنه (مثل اینه که تو پول بدی بری سینما و دو ساعت بشینی و آگهی بازرگانی تماشا کنی!!! اونم با یک مجری کچل بدلباس!) تکنولوژی و زیباییهای طراحی محصولش، آخرین چیزاییه که بهش فکر میکنم. تنها سوالی که دارم اینه : این پدرسوخته این بار چی تو کلشه؟

توی مراسم معرفی آیفون 4، از فروش آی پد گفت: هر 3 ثانیه یک آی پد میفروشم! به شما بدبختای مفلوک! و شماها میرین براش اکسسوری میخرین و هر نرم افزاری که بخواین از اپ استور من تهیه میکنید. براش کتاب میخرید و هزار تا کوفت و زهرمار دیگه.

آمار مهیت اپ استور: هر هفته 15000 نرم افزار جدید برای تایید و ارائه در اپ استور به ما داده میشه، که 95 درصدش تایید میشه. نرم افزار eBay، که طی یکسال، 10 میلیون بار دانلود شده و 600 میلیون دلار از فروش eBay از طریق اون بوده... اعداد و ارقام نجومی: رکورد 5 میلیارد دانلود از اپ استور... و پراخت بیش از یک میلیارد دلار به برنامه نویسان... فنرای مخ آدم میزنه بیرون. بقیشو خودتون از لینکی که دادم بخونید.

و اما نتیجه گیری: استیو و تیمش میشنن یه چیزی طراحی میکنن که خوب کار کنه، و خوشگل باشه، مهم نیست خصوصیاتش مطابق با خواسته های تو باشه، در واقع خواسته های تو اصلا جزو ورودیهای استیو نیست. بعد میفروشنش، خیلی زیاد و کم کم تو متوجه میشی که این همون چیزیه که میخواستی، و خواسته های خودتو کنار میذاری. فقط چیزی که تو دست استیوه آرزوی تورو برآورده میکنه! بعد میزنه به سرت و اپل پرست میشی و میری هر چی که روش عکس سیبه رو میخری، چیزای خیلی بی ربطی مثل این. حتی این وسط کسایی که اعتقاد دارن این محصولات خواسته ها شونو برآورده نمیکنه، متقاعد میشن که ایراد از خواسته هاشونه، چون اینهمه مردم اپل خریدن و راضین. البته آماری که استیو میده هم بی تاثیر نیست: ایشون سیمبین رو که بالاترین سهم در اسمارت فون داره رو جزو اسمارت فون ها حساب نمیکنه! و رتبه 1 رو به بلک بری میده تا 2 به خودش برسه!!! ebay و هر فروشگاه دیگه ای میاد به اپل پول میده تا نرم افزارشو به پلتفرم اختصاصی و انحصاری استیو راه بدن، پول خیلی خیلی زیاد! و در نهایت تو میفهمی که بابت نصب یک بیلبورد تبلیغاتی توی جیبت پول دادی... و وقتی به این حقیقت برسی، فقط زیر لب میگی: حرومزاده بی شرف! حتی دلت نمیاد آیفون خوشگلتو پرت کنی توی دیوار... کلی بابتش پول دادی آخه...

اما اون چیزی که مهمه سخت افزاری نیست که اپل دست مردم میده، اون یه ابزاره... و بالاخره این ابزار باید با اخرین تکنولوژی روز هماهنگ باشه، هر چقدر که پیچیده باشه اهمیتی نداره، اون مشکل طراحاشه و باید با قیمتی معقول در دسترس مردم قرار بگیره. پشت همه اینها یک فکر نابه، که خیلی خیلی ساده است. یک اکوسیستم اقتصادی ساده: یک سری محصولات خیلی عالین و برندشو مطرح و تثبیت میکنن: مک بوک ها و دسکتاپهای اپل. یک سری میان و تبلیغش میکنن و مجبورت میکنن بری سمت بقیه: آیپادها. به سمت طعمه های اصلی: آیفون و آی پد. و در نهایت وقتی طعمه رو گرفتی، دیگه کارت تمومه، تا آخر عمر خونتو میمکند! تا آخر عمر بازی میخری، نرم افزارهای کاربردی، موسیقی، کتاب و همه کارای روزمرتو مثل خرید، امانت گرفتن فیلم، رزرو بلیط سینما و کنسرت و ... با محصولات اپل انجام میدی. پس فروشنده های اینا هم مجبورن قلاب اپلو از اون طرف گاز بزنن و صداشون در نیاد.

اگه کسی چیز دیگه ای به نظرش میرسه، توی نظرات بگه، به شدت به سردرآوردن از کار استیو علاقمندم! و اینکه آخرش چی به ما میرسه!

کاش ما هم از این ایده های ناب بهره ای میبردیم... و کاش بیلبورد مجانی استیو نبودیم...