امروز دانشگاه رفتم، دنبال ریکام. تازه چون من خیلی زرنگ بودم، شنبه 5 عدد ریز نمرات لیسانس و فوق لیسانس سفارش دادم به زبان انگلیسی، که 10 روز دیگه تحویل بگیرم؛ آخه کارنامه سهمیه بندی شده! تازه برای این کارنامه ها، 17 هزار و پونصد تومن وجه رایج سلفیدم، خب بیچاره ها حق دارن، اینهمه کارنامه رو باید تو 10 روز بشینن ترجمه کنند، مجانی که نمیشه! به استاد که اینو گفتم، گفت این که خیلی خوبه، دانشگاه تهران کلا 10 تا کارنامه میده!!! آخه لامسسسسسبا، چی از جون ما میخواین، ما که داریم شررو کم میکنیم...

"سومین شماره نیش شتر هم درومد و بابای من هم البته" این ته مقاله شماره سوم نیش شتر بود به قلم شیخ بزول، که امروز شخصا ازش گرفتم. با دیدن مقاله رفیقمون از سیاه پشته، بسی شاد شدیم، مخصوصا این قسمتش که محشره: "ما معمولا از تاریخ و فرهنگ و هنر ایران به اندازه بوشوگ هم حالی مان نیست اما به اندازه ی اسب لوک خوش شانس ادعا میکنیم و افه می آییم. خوب همین میشود که یک لوک خوش شانس هم می آید سوارمان میشود و البته ما به همین دلیل در تمام دنیا معروفیم."