چند کلمه بعد مدتها...
نمیدونم، شاید دارم زیاد دارم از اونوریا متاثر میشم، یا شایدم خیلی از اینوریا منزجر...
سه شنبه پیش، نوبت گرفتن کارت GRE بود، رفتم سنجش و صفی بود و باجه ای! گرفتم و اومدم. شماره ها رو نگاه کردم، دیدم 4 هزار و خرده ای نفر تو این امتحان اسم نوشتن، که میشه به عبارتی یه چیزی حدود 700 هزار دلار ارز که از این مملکت داره میره... حالا اضافه کن GRE های Subject و General رو که در کل سال برگزار میشه... حکایت تافل و IELTS و تولیمو و بقیه شون که دیگه خیلی درازه...
جمعه داشتم لیست کد دانشگاهها رو نگاه میکردم، یه دفترچه 7-8 صفحه ای بود، 6 صفه اش دانشگاههای امریکا بود، دو صفحه اش بقیه دنیا!!! از ایران، فقط یک دانشگاه - دانشگاه شیراز- تو اون دفترچه بود... بازم جای شکرش باقیه...
هر از چندی کرمم میگیره، میرم ویکیپدیا ول میگردم... و بسی حال میده. داشتم صفحه نیل آرمسترانگ رو میخوندم. جمله معروف "That's one small step for man, A giant leap for mankind" رو هم تو همین صفحه میتونید گوش بدید. حتما گوش بدید، آدمو پر میکنه از شادی و افتخار...
نیل از سال 1994 دیگه برای کسی امضا نمیکنه! چون فهمید که امضاهاشو چند هزار دلار به کلکسیون دارها میفروشن! یه بار هم از سلمونی اش که موهاشو 3000 دلار فروخته بوده شکایت میکنه و میگه یا موهامو پس بده یا پولو باید بدی به خیریه!!! خلاصه که هرکی میومده میخواسته یه چیزی از این بابا بکنه و بفروشه! اما با این حال این آدم همه جوره سعی کرده که این دکون ها رو تعطیل کنه.
و این است حکایت ما... مردمی پررو پرادعا و در عین حال شاشو! هنوز هم افتخار ما ابوریحان و ابن سینا هستند، و به استناد همین خودمونو از همه دنیا برتر میدونیم، رو که نیست!!!