حالی به حولی
سلام !!! من شرمنده اخلاق ورزشی همه دوستانم ... این مدت هر روز یه بامبولی برام درست شد که نتونم آپ کنم، ولی الان تونستم با پشت سر گذاشتن آخرینشون، ۱۰ دقیقه با اعصاب راحت بشینم پای کامپیوتر و یه وبلاگی هم آپ کنم...
چون خیلی از بلاهایی که این مدت سرم اومد، موقتا یادم نمیاد (از اثرات امتحان محاسبات)، از آخریشون شروع میکنم. جای شما خالی چند ساعت پیش امتحان محاسبات دادم، چه امتحانی !!!! دم استاد گرم، انشاا.. خدا بچه هاشو زیاد کنه!!! تا اطلاع ثانوی هم محاسباتم پاس شده، مگه اینکه خلافش ثابت بشه.
دیروز هم که از صبح دانشگاه بودیم، با حسین، آرش و علی شمس... از ساعت ۹ صبح نشستیم تا ساعت یه ربع به ۶ محاسبات خوندیم، توی این ۹ ساعت، به اندازه کل معلومات نیوتن، ریاضی یاد گرفتیم !!! دیگه آخراش احساس میکردم، مغزم خاصیتشو از دست داده، دیگه جا نداره، احساس یه هارد ۱۲۰ گیگابایتی رو داشتم که تا خرخره پر شده، هر ۲دقیقه یه بار هم زرت و زرت داره Low Disk Space میده!!!
این بود که با امین بند و بساطو جمع کردیم و رفتیم استخر !!! بازم جاتون خالی، عجب حالی داد!!! امین هم که از سر امتحان نقاشی ۲ میومد، میگفت اگه وروقه رو گم نکنن (
به هر حال، تجربه خیلی خوبی بود، اگه تا حالا امتحان نکردید، حتما بهتون توصیه میکنم، به قول مجتبی لشکربلوکی، گور ِ سرش(امتحانو میگم)!!!
وقتی خونه رسیدم، حدود ۹ شب بود، شامو خوردمو و سرمو گذاشتم... ۳۰ ثانیه نشد که خوابم برد ... صبح ساعتو ۴ کوک کرده بودم، اینقدر زنگ زد که همه بیدار شدن، طبق معمول من آخرین نفری بودم که بیدار شد!!! الانم دیگه کم کم داره خوابم میگیره...
راستی یه خبر خوب!!! پس فردا که امتحان تحلیلو بدم، رسما کار جمع آوری عکسها و فیلمها رو شروع میکنم. من خودم فقط عکسها و فیلمهای برنامه هایی رو دارم که خودم هم توشون بودم، بنابراین، هر کسی عکس، فیلم، نقاشی، فایل صوتی یا هر چیز دیگه ای که مربوط به ۸۱ ای هاست داره، ممنون میشم که در اختیار من بذاره تا به مجموعه اضافه بشه.
در ضمن خبرهای دیگه ای هم هست که فعلا سورپریزه ... به وقتش خودتون میبینید!!!


